مگه من دل نداشتم؟؟؟ چرا تنهام گذاشتی ؟؟چرا حتی سراغمو نگرفتی؟یکشنبه 7 آبان1385 22:40
پسرک همسناشو دید
دوید میخاست بره پیششون
رفت ,رفت
همین که خاست باهاشون همقدم شه
دستشو گرفتو گفت نه تو باید مثل بزرگا باشی
پسرک میشناختش دوسش نداشت
ولی سرشو پایین انداخت و گفت باشه!!
گذشت. ایام گذشت
پسرک بازهم همسناشو دید
بازم دلش میخاست بره پیششون
ولی نتونست .دیگه از جنس اونا نبود.
دلی داشت که تنها همدمش خداش بود
پ.ن: این پستم با پستهای قبلیم خیلی فرق میکنه تقریبا اولین بار اینجوری مینویسم نظراتون برام مهمه

لینک ثابت
