تبليغاتX
دلتنگی هام - آدما با همو تنهان هر کدوم یه جور معمان
آدما با همو تنهان هر کدوم یه جور معمانسه شنبه 17 بهمن1385 10:56
دوباره برگشتم چراشو نمیدونم ولی احساس میکردم نیاز دارم بنویسم دلم میخاست دوباره بنویسم شاید حرفام تا حدودی تکراری به نظر بیاد ولی مطمئن باشید تازه تازن

نمیدونم چرا ولی آدمیم که آدما,کاراشون,اتفاقاتشون برام مهمه خیلی وقتا خاطراتشون و ذهنیتی که ازشون دارم از خود آدما برام مهمتر میشن وقتی با کسی دوست میشم خیلی باهاش صادقم ولی حرف حضرت علی هم یادمه که میگن صادق باش ولی اسرارتو نگو صادق میشم واز دوستی هیچی کم نمیزارم اما وای به روزی که یه ذره ناخالصی توشون ببینم خیلی راحتر از اونی که فکر کنین دوستامو میزارم کنار وقتی ببینم پیچونده شده و دورم زدن یا کارامو نیفهمن یا نمیتونن درک کنن خیلی زود دلم میشکنه شکر خدا هیچ وقتم کم نیاوردم چون آدمی نیستم که به دوستام متکی باشم

خیلی سخته. خیلی سخته.خیلی خیلی خیلی سخته کاراتو یه جور دیگه درک کنن خیلی بده اگه فکر کنن کارات همش از رو هوسه آدما تنهان نهایتنا یه نفر میتونه تو سرزمینشون وارد شه خیلی وقتا همون یه نفرهم گیر نمیاد یعنی راحتت کنم بشین با خودت راحت باش بشین با خودت دوست شو ....کس نخارید پشت من جز انگشت شست من .....من دیگه عادت کردم وقتی باکسی دوست میشم فقط یه دوستی ساده باشه نه از عواطفم واحساساتم براشون بگم اینو جدی میگم هر چند دوستت هم باشن احساساتتو به لجن میکشم عواطفتو خورد میکنن کاری میکنن که شبو روزت یکی شه چند روز پیش بود اگه اشتباه نکنم وحید میگفت سامان تو راه رو درست میری کمکم کن منم یاد بگیرم می دونید جوابم چی بود؟؟؟؟؟ باید خودت برسی راه درست کدومه. دوستات میفهمنت یا نه همه رو خودت باید بهش برسی

احساساتتو برای هیچ کی نگو چون براشون بی ارزشتر از این حرفاس که بتونن درکت کنم

وقتی میگم خوردت میکنن وقتی میگم به لجنت میکشن با وجودم تجربه کردم که میگم

..................................................................................................

پ.ن: ببخشید اگه با خوندن نوشتم ناراحتتوت کردم

پ.ن:خواهشا موضوع رو رومانتیک نکنید که ربطی نداره

نوشته شده توسط ZHOOWAN لینک ثابت